پریاپریا، تا این لحظه: 17 سال و 6 ماه و 22 روز سن داره

... پریاگلی ♫♫♫♫

دعاى روز نوزدهم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم اللهمّ وفّرْ فیهِ حَظّی من بَرَکاتِهِ وسَهّلْ سَبیلی الى خَیْراتِهِ ولا تَحْرِمْنی قَبولَ حَسَناتِهِ یا هادیاً الى الحَقّ المُبین. خدایا زیاد بگردان در آن بهره مرا از برکاتش وآسان کن راه مرا به سوى خیرهایش و محروم نکن ما را از پذیرفتن نیکی‌هایش اى راهنماى به سوى حـق آشکار .
29 مرداد 1390

چراغ عشق . . .

صدای ناله می آید ، ز محراب علی در خون خود افتاده بی تاب سخن بس کن ، که حیدر در نماز است امیر عشق ، در راز و نیاز است در آغاز نماز ، آن مرد برتر به گرمی بانگ زد الله و اکبر به مسجد پخش شد ، عطر نمازش جهان لرزید ، از راز و نیازش . . . . صدای ناله می آید ، ز محراب علی در خون خود افتاده بی تاب سخن بس کن ، که حیدر در نماز است امیر عشق ، در راز و نیاز است در آغاز نماز ، آن مرد برتر به گرمی بانگ زد الله و اکبر به مسجد پخش شد ، عطر نمازش جهان لرزید ، از راز و نیازش صدا زد ، قل هو الله و احد را ستایش کرد ، الله الصمد را به آهنگ رکوع خوی...
29 مرداد 1390

اعمال شب‌های قدر

  شب نوزدهم: اولین شب از شب‌های قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت آن نمی‌رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور سال رقم می‌خورد و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل می‌شوند و به خدمت امام زمان علیه‌السلام مشرف می‌شوند و آنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض می‌کنند. اعمال شب قدر بر دو نوع است: یکی آن که در هر سه شب انجام می‌شود و دیگر آن که مخصوص هر شبی است.     شب نوزدهم: اولین شب از شب‌های قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت ...
29 مرداد 1390

علی (ع) فرزند خانه ی خدا

پهنه ی آسمان کوفه را غباری از اندوه و ماتــــم پوشانده است . دل آسمــــــان از حادثه ای شوم خبر  می دهد . زمین خاموش و بی صدا بغضش را فرو می خورد ؛ گویی این شب وحشتناک را پایانی نیست . حادثه ای در راه است ، اما برای که ؟ برای کیست که آسمان این چنین گرفته به نظاره نشسته است . . . . پهنه ی آسمان کوفه را غباری از اندوه و ماتــــم پوشانده است . دل آسمــــــان از حادثه ای شوم خبر  می دهد . زمین خاموش و بی صدا بغضش را فرو می خورد ؛ گویی این شب وحشتناک را پایانی نیست . حادثه ای در راه است ، اما برای که ؟ برای کیست که آسمان این چنین گرفته به نظاره نشسته است . ستاره ها کم کم افول می کنند و شب سعی می کند با سرعت بساطش را برچین...
29 مرداد 1390

زن از دیدگاه دکتر شریعتی (اثری زیبا،ادبی و تأثیرگذار )

زن عشق می كارد و كینه درو می كند ... دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر. می تواند تنها یك همسر داشته باشد ؛ و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی! برای ازدواجش (در هر سنی) اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج كنی ... . . . . زن عشق می كارد و كینه درو می كند ... دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر. می تواند تنها یك همسر داشته باشد ؛ و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی! برای ازدواجش (در هر سنی) اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج كنی ... در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو ... او ك...
28 مرداد 1390

التماس دعا

دوستای خوبم سلام                  بیایم تو این شبای گرامی و عزیز برای همه ی همه دعا کنیم    و هیچ کس رو از قلم نندازیم :   برای عاقبت بخیری فرزندامون، برای شفای همه ی بیمارا ، برای نجات همه ی غرق شده ها تو گناه و تباهی ، برای سلامتی همه ی اون کسایی که دوستشون داریم، برای ظهور آقامون و نجات دنیا از همه ی بدی ها و پلیدی ها ، برای . . .   ...
28 مرداد 1390

واژه های خصوصی (3)

کلمات یا جملاتی که مخصوص پریاگلی اند : پریا خانوم به خورده های باقی مونده ی کیک ، بیسکویت ، نون و . . . می گه : پی پی کیک؛ پی پی بیسکویت؛ ( به قول مامان بزرگا ،استغفرالله )پی پی نون ؛ . . .      ( ادامه دارد )
28 مرداد 1390

دعای روزهجدهم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم اللهمّ نَبّهْنی فیهِ لِبَرَکاتِ أسْحارِهِ ونوّرْ فیهِ قلبی بِضِیاءِ أنْوارِهِ وخُذْ بِکُلّ أعْضائی الى اتّباعِ آثارِهِ بِنورِکَ یا مُنَوّرَ قُلوبِ العارفین. خدایا آگاهم نما در آن براى برکات سحرهایش و روشن کن در آن دلم را به پرتو انوارش و بکار به همه اعضایم به پیروى آثارش به نور خودت اى روشنى بخش دلهاى حق شناسان.
27 مرداد 1390

قرار خانوما شادی بچه ها

امروز با قرار قبلی من و پریا ، خاله منا و بهار ، و خاله فاطمه همراه با مهشید و مهدیه رفتیم باشگاه ارم . باشگاه خیلی شلوغ بود کارت هامون رو گذاشتیم تو نوبت و بچه ها رو بردیم پارک بادی که کلی اونجا بازی کردند و این قدر این ور و اون ور  رفتند که از  شدت تشنگی اشک شون در اومد امروز با قرار قبلی من و پریا ، خاله منا و بهار ، و خاله فاطمه همراه با مهشید و مهدیه رفتیم باشگاه ارم . باشگاه خیلی شلوغ بود کارت هامون رو گذاشتیم تو نوبت و بچه ها رو بردیم پارک بادی که کلی اونجا بازی کردند و این قدر این ور و اون ور  رفتند که از شدت تشنگی اشک شون در اومد ، بعد هم که اومدیم تو سالن هنوز نوبت...
27 مرداد 1390